طی جلسات مشاوره باشمایادگرفتم چطور خودموببینم وبه نیازهام توجه کنم نقش قربانی نداشته باشم بجای همدردی بادیگران همدلی راآموختم ودررابطه باهمسرم یادگرفتم نقش وسهم خودم راببینم وبه مسائل درسطح نگاه نکنم وواکنش نباشم بلکه پاسخ دهم وازبخش منطقم نه ازبخش هیجان ومثل دریا هرچه عمیق ترآرامتر وهرچه به ساحل نزدیکتر وسطحی ترمواج تر
اططراب شدید وترس ازرها شدن ازجانب پدرمادر باعث شده بود که هیچوقت خودم زندگی نکنم وبیشتراوقات متوسل به دروغ گفتن می شدم که با طرحواره درمانی که شما انجام دادید تونستم خودواقعیم راپیداکنم
باوجودتواناییهایی در حرفه ام داشتم درزندگی شخصی موفق نبودم وباطرحواره هایم که آشنا شدم متوجه شدم طرحواره محرومیت هیجانی وطردشدگیم باعث شده بود که نقش قربانی رادرخاناده داشته باشم وطی جلسات مشاوره باخانم دکترمیرطاهری تونستم تاحدودی برآنهاغلبه کنم وازخشم درونیم بکاهم وبه آرامش نسبی برسم
بنابر اتفاق بسیاررنج آورکودکیم روابطه بشدت تحت تأثیراون اتفاق بودودرون بسیارآشفته بودم که باکمک ایشان حالم بسیارتغییرکرد وازدرون حال بهتری پیداکردم که درروابطم بسیارتأثیرگذاشت
بسیارراضی هستم وازسردرگمی نجات پیداکردم
باازدست دادن فرزندم بقدری افسرده بودم که هیچ راهی بغیرازخودکشی پیدا نمیکردم وباکمک ایشان به پذیرش رسیدم
درسرایط سخت خانوادگی به بهریستی سپرده شدم وبعدازدوران باید میرفتم وبرای خودم زندگی جدید می ساختم وبسیارآشفته بودم که به کمک ایشان راهم راپیداکردم
روابط شایستهی مراقبتاند
گفتوگویی را شروع کن که شما را نزدیکتر و متصلتر میکند.
مافقط رفتاررامی بینیم درحالیکه لایه اولیه تولید رفتار احساس هست بعدفکر وبعدرفتار واینجاهست که باید به لایه های زیرین پرداخت واز طرحواره درمانی استفاده کرد
وقتی با همسرم اختلاف پیدا میکنم، خیلی احساس تنهای
این حس میتواند نشانه این باشد که در لحظه اختلاف، نیاز به امنیت عاطفی فعال میشود. بهتر است بررسی کنیم در رابطه چه نوع حمایت عاطفی برای شما مهمتر است.
فکر میکنم بعضی تجربههای کودکی هنوز روی من اثر دا
طبیعی است. تجربههای کودکی میتوانند الگوهای احساسی ما را شکل دهند. مهم این است که ببینیم کدام احساسها هنوز در موقعیتهای امروز فعال میشوند.
چرا در بحثهای کوچک با همسرم خیلی سریع بهم میریزم
ممکن است این موقعیتها فقط مربوط به همان لحظه نباشند و یک حساسیت عاطفی قدیمی را فعال کنند. شناخت این الگو کمککننده است.
احساس میکنم در بعضی رابطهها درک نمیشوم.
این احساس ارزش بررسی دارد؛ گاهی مربوط به کیفیت ارتباط فعلی است و گاهی به تجربههای قبلی که باعث شکلگیری این برداشت شدهاند.
گاهی خیلی زود عصبانی میشوم.
این واکنش معمولاً زمانی شدت میگیرد که فشارهای درونی یا نیازهای برآوردهنشده فعال شوند. شناخت محرکها کمک میکند کنترل بیشتری ایجاد شود.
نمیتونم راحت به همسرم بگم چی تو دلمه.
وقتی احساسات بیان نمیشن، معمولاً به این دلیل نیست که وجود ندارن؛ بلکه یا ترس از واکنش طرف مقابله یا تجربههای قبلی باعث شده فرد یاد بگیره سکوت امنتره.
درمان اینجا کمک میکنه فرد کمکم یاد بگیره احساساتش رو بدون ترس و به شکل قابل فهم بیان کنه.
با اینکه رابطه بدی ندارم، ولی نمیتونم کامل اعتماد
اعتماد فقط به رفتار امروز مربوط نیست؛ به تجربههای قبلی هم وابسته است. اگر ذهن قبلاً آسیب دیده باشه، حتی در شرایط خوب هم احتیاط رو حفظ میکنه.
هدف این نیست که اعتماد سریع ساخته بشه، بلکه بهتدریج و با تجربههای امنتر تقویت بشه.
نه گفتن برام کارسختیه
باید به تکرار رفتار توجه کرد واینکه خودمون رانادیده می گیریم ریشه درکودکی داره که عزت نفس راپائین آورده
ازبی توجهی همسرم خسته شدم
توجه به تیپ شخصیتی زوجین وسبکهای دلبستگیشون ازمواردی است که باید بررسی شود
الویت همسرم خانواده خودشه ومنو نمی بینه
سبک فرزندپروری خانواده ها عامل مهمی است وپس از آن باید به جزئیات روابط خودتون پرداخت وحتی به باورهای مرکزی خودتون.
عوامل متعددی دراین مسئله نهفته است
احساس می کنم همسرم واردرابطه شده
پس ازمطمئن شدن ازاینکه کسی واردزندگی مشترکتون شده باید به حسمون توجه کنیم که ادامه ارتباط چطورممکنه وچقدر عزت نفس واعتمادبنفس داری وبخشش یک فرآینده زبانی فایده نداره
آیا فقط حضوری است؟
مشاوره آنلاین هم انجام میشود
آیا باخارج ازکشورهم مشاوره انجام می دهید؟
بله ازطریق تلفن وشبکه های اجتماعی
آیافقط بصورت تخصصی زوج درمانی انجام می دهید؟
درحوزه تخصصی زوج درمانی،فردی،خانواده درمانی ونوجوان بصورت تخصصی با پروتکل درمان مربوط به مشکل پرداخته می شود.